محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
576
مخزن الأدوية ( ط . ج )
فصل الغين مع الضاد غضار الصينى به فتح غين و ضاد معجمتين و الف و راى مهمله به فارسى كاسه چينى نامند . بغايت مجفف و سنون نرم كوبيده آن جالى دندان و قاطع خون لثه و زخمهاى تازه است و غضار مطلق مراد كاسه سفالين مزجج يعنى لعابدار است و چون غضار چينى را نرم سوده با هر رنگى كه خواهند با صمغ محلول بياميزند و مانند مداد و شنجرف بدان بنويسند بعد خشك شدن خط از كاغذ بلندتر و نمايانتر از مداد و شنجرف و الوان خالص ديگر مىباشد . فصل الغين مع اللام غلقى به فتح غين و سكون لام و كسر قاف و يا . در ماهيت آن اختلاف است . نزد جمعى علقه است و نزد جمعى بيخى است به قدر ترب و نرم و ثمر آن مانند ثمر كبر و مثلث شكل و برگ آن شبيه به ناخن و مدور و در جوف ثمر آن چيزى مانند پنبه و تخم آن مانند دانه امرود و صلب و لبنى كه از آن حاصل مىشود مسهل قوى به حدى كه مهلك است و طلاى آن رافع ثآليل است و صاحب اختيارات بديعى گويد گياهى است كه به كبر ماند برگ و ساق آن گرد و در صحراى شيراز بسيار و از جمله يتوعات معتبره است و شير بسيار دارد و هر شمشير و كاردى كه به آن آب دهند زخم آن بر هر كس كه برسد بميرد و اگر شير آن را بر قوبا بمالند زايل شود . فصل الغين مع النون غنم به فتح غين و نون و ميم اسم ضان است و به لغت ماوراءالنهر نوعى از قطران است كه به تركى كيلك نامند بهتر از اقسام قطران و موافق محرور المزاج و دير هضم . مضر معده ، مصلح آن مرباى زنجبيل و گلقند است . فصل الغين مع الواو غوتاغنبا به ضم غين و سكون واو و فتح تاى مثناة فوقانيه و الف و فتح غين معجمه و سكون نون و فتح باى موحده و الف و به جاى هر دو غين قاف نيز آمده معرب از گوتاگنبا لغت فرنگى است و گمرگوت نيز نامند و نزد عوام مشهور به عصاره ريوند است و به عربى فرفيران نامند . ماهيت آن : عصارهايست زرد تيره رنگ مايل به سرخى براق كه چون قطعهاى از آن را بر چراغ بدارند مشتعل گردد و چون در آب حل كنند آب آن را مانند شير غليظ و زرد رنگ سازد و بىطعم و رايحه غالبى كه اقراص و قالبهاى بزرگ و كوچك ساخته از ارض جديد مىآورند بعضى گويند عصاره ريوند است و اصل آنست كه غير آن است و از بعضى ثقه شنيده شده كه عصاره نباتى است شبيه به گندنا و برگهاى آن از آن بلندتر و عريضتر و در چنتبان و نواح آن كه جزيرهايست از جزاير شهرنا و از ارض جديد جنوبى قريب به بندر چين و در چين نيز بسيار به هم مىرسد و از آن بلاد مىآورند . طبيعت آن : گرم و خشك در اول گفتهاند و ليكن آنچه به تجربه معلوم گشته تا اواخر دويّم گرم و خشك است . افعال و خواص آن : مسهل و مخرج اخلاط مختلفه به آسانى و بىغايله است و هر خلط فاسدى را كه دريابد از نواح صدر و معده و كبد و ساير اعضا به قى و اسهال و ادرار دفع مىنمايد و بسيار در معده نمىماند مانند مسهلات ديگر نهايت يك روز و يك شب بلكه به زودى و آسانى فعل خود را نموده با اخلاط فاسده دفع مىگردد و جهت اكثر امراض بارده رطبه دماغيه و عصبانيه و صدريه و معديه و كبديه مانند فالج و لقوه و استرخا و تشنج امتلايى و بيضه و خوذه و ماليخوليا و ريزش نزلات و نزول آب در چشم و ثقل سامعه و دوى و طنين و ضيق النفس و سرفه بارد و خفقان بارد و تفتيح سدد و ماساريقا و كبد و استسقا و يرقان و احتباس بول و حميات بلغميه مزمنه و بالجمله اكثر امراض مزمنه قديمه و جديده را مفيد و دوايى است شريف و بىغايله حتى آنكه گفتهاند به اطفال و حوامل نيز مىتوان داد امّا بهتر آنست كه به حوامل ندهند و مخرج اقسام ديدان كبار و صغار و حب القرع و اكثر استعمال آن با گلقند است كه مصلح آنست و يا با شكر سرخ كه دو دانگ آن را با چهار دانگ كه مقدار شربت متوسط آنست به حسب سن و مزاج و قوّت و ضعف بدن نرم سوده با سه چهار درم گلقند و يا شكر سرشته بخورند و هر وقت در عمل آن قصورى شود و يا تشنه شوند آب نيم گرم بنوشند و اكثر آنست كه قى و اسهال هر دو مىآورد و بعضى را اسهال فقط و بعضى را كرب و اسهال بسيار و بعضى را اسهال كمى بايد كه تشويش و اضطراب ننمايند كه تا آخر روز تا اول شب كه عمل آن به اتمام رسيد و غذا تناول نمودند و خواب كردند طبيعت به حال مىآيد و اگر عمل بسيار نمايد و مغص در بطن و سوزش در مخرج غايط به هم رسد قدرى گلاب را با روغن بادام نيم گرم نموده بياشامند و روغن گل بر شكم و مخرج بمالند و اگر در ابدان قويه و امراض مستحكمه با بدرقه نقوعات و يا